|


من دراین کلبه غم وتنهایی خدایی رادارم به وسعت عشق
به بی انتهای اسمان وبه پرشوری دریا خدایا ازتو می خواهم که درتنهایی
پناهم باشی تکیه گاه بی کسیهایم باش ومرا ازهرچه بداست رها کن
خداواندا غم تنهایی را به جان می خرم وباتوقسمت می کنم
بارالها هرچه دارم ازتودارم پس عـقـلی به من ده تا در
برابرناتوانیهایم ازان استفاده کنم وزبانی برمن ده که ازهر
تیغی برنده تـرباشد دانایـی ده تا کـــه ازهرچـه بد بـدورمـانـم

|