|
سلام
همینجوری نوشتم دلم گرفته بود همین.

یه زمینی داشت به آسمون نگاه می کرد – چه حالی داشت – آسمون خیلی خیلی تاریک بود
مثل زندگی خودش – تاریک تاریک – داشت با آسمون حرف می زد - زمینی
می گفت :
آسمون دلم گرفته – آسمون تو چی تو هم دلت می گیره؟ - آسمون چیزی نمی گفت زمینی نمی دونست شاید یکی تو آسمون حرفاشو بشنوه – آره شنیده بود – یه ستاره کوچولو صدا زد آهای زمینی آهای زمینی – دستتو بده بیا بالا – زمینی گفت کجا بیام تاریکی تاریکیه دیگه – گفت نه تو بیا من دلتو روشن می کنم نمی زارم غصه تو دلت بره
گفت نشونت میدم زندگی همش تاریکی نیست نشونت می دم زندگی قشنگه
زمینی خندید – گفت کجای زندگی قشنگه – همش دورویی پول دوروغ شهوت .....
کو عشق – پس عشق چی میشه – زندگی بدونه عشق همش تاریکیه – ستاره خندید
گفت عشق به چی؟ - گفتم ستاره مگه ستاره ها عاشق نمی شن؟ - گفت عاشق؟
اینا تو کتاباست – همش داستانه – اون نفهمید که من تو کتابا نبودم - نه شایدم داستان بودم – گفت زمینی دستتو بده بیا بالا – ستاره من نمی تونم بیام اونجا خیلی بالاست لیاقت می خواد – گفت تو بیا اون با من – ستاره طنابشو انداخت – زمینی می گفت می ترسم ستاره گفت از چی – از بلندی – من پشتتم نترس – ستاره ولش نکنی خطرناکه – ستاره می خندید – زمینی رفت بالا رفتو رفت – صدا زد ستاره ستاره – فکر کرد حتما ستاره نشنیده – رسید بالا – ستاره ستاره کجایی – نبود نه نبود – حتما می یاد – منتظر شد
خیلی خیلی – باز صدا زد شاید بشنوه – نه نشنید – داشت می اومد پایین – صدای ستاره اومد – زمینی کجایی من منتظرم – زمینی خوشحال شد – رفت بالا – ستاره کجایی – بازم نبود – بغض زمینی ترکید – هیچی نگفت - اومد پایین – نه اون بالا ها جای اون نبود زمینی جاش رو زمینه – باز ستاره اومد – داد زد آهای زمینی – زمینی فکر کرد حتما اومده از دلش در بیاره – اومده بگه زمینی ناراحت نباش – می دونم خیلی غصه ات گرفت
نه نه می دونی ستاره چی گفت – گفت آهای زمینی – چرا نیومدی – چرا – تو لیاقت نداری – زمین هم واسه تو زیاده – باید بری زیر زمین – نمی دونم چرا اومد چرا رفت ؟ ستاره نمی دونست دل زمینی می گیره ؟ - زمینی گریه می کرد – به زیره زمین فکر
می کرد – آره اونجا آرومش می کرد

|